مؤلف مجهول
6
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
و بعضى گويند اين تشديد و خود نهادن آن بود كه چون موسى عليه السّلام ايشان را گفت : گاوى بكشيد . اگر ايشان برفتندى و گاوى بكشتندى ، مراد ايشان خود بحاصل آمدى . اما بر خود دشوار گرفتند . اول گفتند أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً يا موسى تو بر ما فسوس مىكنى ؟ قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ . . . امتنع باللّه تعالى أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ اى من المستهزئين « 1 » موسى گفت عليه السّلام پر گست بادا ، و آن روز مبادا ، كه من از جملهى جاهلان باشم كه بر مؤمنان افسوس كنم ، كه هركه بر مؤمنان افسوس كند او از جملهى جاهلان باشد قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ سل لأجلنا خالقك . آن وقت گفتند : يا موسى بپرس از بهر ما مر خداوند خود را تعالى يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ تا پديد كند ما را كه چه گاوست اين ؟ خردست يا بزرگ ؟ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ قال موسى إن ربى يقول گفت موسى عليه السّلام خداوند من چنين گفت إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ [ 4 ] وَ لا بِكْرٌ اين گاويست نه پير پير است و نه جوان جوان عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ و سط بين الصغير و الكبير ميانه گاوى است . گفت اگر ايشان بدين صفت گاوى بخريدندى مراد ايشان بدان حاصل آمدى و لكن بر خود دشخوار گرفتند و باز پرسيدند موسى را عليه السّلام « 2 » فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ ( 63 ) ائتمروا بما امرتم و لا تسئلوا . گفت فرمان بجاى آريد بدانچتان فرموده شد و پس از ين مپرسيد از چگونگى گاو بىفرمانى كردند و باز به سؤال معاودت كردند قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها اى اى لون لون البقرة . گفتند بخوان از بهر ما خداوند خود را ، تا پيدا كند ما را ، كه اين گاو بر چه رنگ است ؟ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ گفت موسى كه خداوند تعالى چنين گفت كه آن گاوى است كه
--> ( 1 ) . اصل : المستهزين . ( 2 ) . ايزد تعلى بريشان دشخوار گردانيد .